السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

100

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى » « 1 » در جلد هشتم اين كتاب گذشت . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * گفته است : اين آيه در مكه و قبل از هجرت نازل شده « 2 » . و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابو الشيخ از ابن جريح روايت كرده‌اند كه گفت : آيه * ( « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * مكى است « 3 » . مؤلف : اين معنا از ظاهر آن روايتى كه نيز الدر المنثور « 4 » از عبد بن حميد از معاوية بن قره نقل مىكند استفاده مىشود ، ليكن خواننده محترم بخاطر دارد كه گفتيم سياق آيات مساعد با اين معنا نيست . و نيز در الدر المنثور است كه عبد الرزاق ، احمد ، عبد بن حميد ، ابن منذر ، طبرانى ، ابو الشيخ ، ابن مردويه و ابو نعيم در كتاب دلائل و خطيب همگى از ابن عباس ( رضى اللَّه عنهما ) روايت كرده‌اند كه در باره آيه * ( « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ » ) * گفته است : قريش شبى در مكه مجلس شور تشكيل داده برخى از ايشان گفتند : وقتى صبح شد او را گرفته و در بند كنيد - مقصودشان رسول خدا ( ص ) بود - بعضى ديگر گفتند : بلكه او را بكشيد ، و عده اى رأى دادند كه بايد او را از مكه بيرون كنيد . خداوند رسول گرامى خود را از تصميم ايشان آگاه كرد ، و آن شب على ( رضى اللَّه عنه ) در بستر پيغمبر ( ص ) خوابيد ، و رسول خدا ( ص ) شبانه از شهر خارج شد تا به غار رسيد ، مشركين اطراف خانه را محاصره كرده و على ( ع ) را به خيال اينكه پيغمبر است تحت نظر گرفتند ، صبح كه شد يكباره به درون خانه يورش برده و وقتى با على ( رضى اللَّه عنه ) روبرو شدند فهميدند كه خداوند نقشه ايشان را خنثى كرده ، از على ( ع ) پرسيدند ، رفيقت كجا است ؟ فرمود : نمىدانم ، ناچار اثر پاى رسول خدا ( ص ) را گرفته و هم چنان پيش مىرفتند تا به كوه رسيدند ، در آنجا اثر را گم كرده و ناگزير به بالاى كوه رفته و به در غار رسيدند ، ديدند عنكبوت به در غار تار تنيده با

--> ( 1 ) سوره اعراف آيه 180 ( 2 ) تفسير قمى ج 1 ص 273 ( 3 و 4 ) الدر المنثور ج 3 ص 180